X
تبلیغات
روانشناسی مخ زنی.. این یک وبلاگ طنز نیست - چگونه بر ترس نزدیک شدن به خانم غلبه کنید

صحبت یکی از دوستان

سلام

نیما هستم

... ساله

شغل:...

بابت وبلاگ no.1 باید بهتون تبریک بگم چون که من اصلا اهل نظر دادن و میل زدن به وبلاگ های به اصطلاح مخ زنی که همشون از روی هم کپی کردن و یکسری مطالبی ارائه میدن که هیچ گونه اساس علمی و عملی نداره نیستم

قبل از هر چیز یه خواهش دارم ؛ توروخدا هر چه زودتر کمکم کنید واقعا کم آوردم و دارم دیوونه میشم

راستش را بخواهید از نظر وضع تیپ و ظاهری شرایط خیلی خوبی دارم به طوری که تو موقعیتهای مختلف (دانشگاه-خیابون-مهمونی-بازار و.....) میبینم که خانمهای مطلوب زیادی نگاه های معنی داری میکنند اما....

من اصلا نمیدونم باید چیکار کنم.از طرفی بین اقوام همه ازدواج هایی که داره انجام میشه دختر و پسر قبلا با هم دوست بودن و این نوع ازدواج ها به نوعی ارزش محسوب میشه و متاسفانه تنها پسر تحصیلکرده بین فامیل منم که همه فامیل به خاطر این ضعف(نداشتن ارتباط با دختر ها) تحقیرم می کنند و حتی در بین خانواده خودم هم فردی ناتوان و ضعیف جلوه کردم.

از چند تا از دوست نما ها هم درخواست کمک کردم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که اونها به جای کمک اعتماد به نفسم رو تضعیف کردن!!!!

توی برقراری ارتباط با خانمها مشکلی ندارم مثلا توی کلاس گاهی درمورد درس و استاد با دختر ها یا پسرها صحبت میکنم  یا زمانی که توی کوچه و خیابون درحال عبور هستم به چه شکلی با دختر مورد علاقم ارتباط برقرار کنم و وارد ارتباط دوستی بشم  رو نمیدونم.

تا بحال موقعیتهای خیلی مناسبی برام پیش اوده که اگه تو زندگی هر پسری پیش بیاد آیندش رو متحول میکنه که بازهم من شهامت انتخاب سرنوشتم رو نداشتم

توروخدا کمکم کنید.

 

 

صحبت من:

سلام پسر خوب

اولا ممنون که در ایمیلت نکاتی رو که خواسته بودم رعایت کردی.

من سن و شغلت رو سانسور کردم چون فکر کردم شاید مایل نباشی اگر احتمالا آشنا یا آشنایانت هم خواننده وبلاگ هستند بدونند که تو فرستنده این ایمیل هستی.

دوما خیلی خوشحالم که افراد متشخصی مثل تو هم خواننده وبلاگم هستند.

سوم اینکه به خاطر تصمیم خوبی که گرفتی یعنی ازدواج، بهت تبریک میگم.

وحالا جوابت:

من باید تو رو مثل خیلی دیگه از خواننده های دیگه وبلاگ تنبیه کنم.

پسر خوب؛ این امتیازاتی که تو داری رو خیلی از هم سن و سالهای تو حتی تو خواب هم ندارند!

میدونی خانم بعد از اون نگاه های معنی دار وقتی از کنار تو رد میشه توی دلش چی میگه؟

«چی میشد اگه این مال من بود؟»

و اگه خیلی خوش تیپ باشه میگه:

«ای بی عرضه، تیکه به این خوبیو از دست دادی...!»

البته اینو به تو میگه(خنده)

 

حالا تو عزیز واقعا قصد ازدواج داریو با این همه مزیّت باز میگی نمیتونی کاری بکنی؟!!

خب معلومه؛ ساده ترین، راحت ترین و بهترین توصیه من اینه که به محض انتخاب کیس ایده آلت خیلی راحت و بدون هیچ گونه خجالت بری جلو، سلام کنی، خودت رو معرفی کنی و بگی که قصد آشنایی باهاش رو داری و نیتّت هم شناخت به منظور یک رابطه هدفمنده، همین.

 

فقط چند تا نکته خیلی مهم رو لازم میدونم بهت گوشزد کنم:

1- اول خوب بشین با خودت فکر کن که میخوای کیس ایده آلت از لحاظ ظاهری، اخلاق، اعتقادات، خانواده و فرهنگ چجوری و در چه سطحی باشه. این خیلی خیلی مسئله مهمیه که به همه عزیزان خواننده اکیدا توصیه میکنم.

2- حتما در انتخاب کیس با مشاور ازدواج مشورت کن.

3- اصلا خودت رو دست کم نگیر و اجازه نده این حالت تساصلی که الان گرفتارش هستی باعث انتخاب ظاهری یا عجولانه بشه که ازدواج بزرگترین ریسک زندگیه.

خیلی دختر خانمهای خوب از خانواده های خوب و (از هر لحاظ) سطح بالا، هستند که از خواستگارشون فقط توقع خوب بودن دارند.

اما شاید باور نکنی که حتی در همین خانواده ها هم دخترها بخاطر نبودن چنین خواستگاری سالها دم بخت منتظر میمونند.

4- دیگه الان(مخصوصا در مناطق بالای تهران) خانواده ها خیلی راحت با مسئله دوران نامزدی برخورد میکنند و اجازه میدند که دختر خانمشون، آزادانه مدتی با آقای خواستگار معاشرت یا همون دوستی داشته باشه تا هم خانم هم آقا با دید باز و شناخت دقیقتر تصمیم بگیرند.

ضمن اینکه این راه مخصوصا برای پسر بی آلایشی مثل تو که سابقه آنچنانی در ارتباط با خانمها بصورت نزدیک یعنی دوستی رو نداشته منطقی تر و با ضریب اطمینان بیشتری به نظر میاد.

5- منو دوستات در وبلاگ، منتظر شنیدن خبرهای خوشحال کننده ازت هستیم.

6- بازم اگه سوالی مونده که فکر میکنی میتونم کمک کنم خوشحال میشم.

 

دوستدار تو

SMH و دوستانت در وبلاگ

 

 

و اما مطلب امروز


مثل اینکه همچنان دوستان در پیش قدم شدن برای شروع مکالمه با خانم مطلوبشون احساس مشکل میکنند، چرا که به جز ایمیل نیما ایمیل های دیگه ای در همین مورد داشتم. پس بحث امروز رو به همین موضوع اختصاص میدم.

 

من بعد از بکار بردن تمامی روشهای مخ زنی متوجه شدم که ساده ترین اونها مؤثر ترین اونهاست.

ببینید دوستان؛ این مرحله، یعنی مرحله شروع گفتگو بر خلاف ظاهر ترسناک و سختش، فوق العاده ساده و راحته.

مهم اینه که اون رو سخت نگیرید و از ترس ضایع شدن یا اینکه خانم داد و فریاد راه بندازه برای خودتون مانع درست نکنید.

یه تمرین ساده برای غلبه بر ترس اینه که از همین فردا هر خانمی رو که میبینید جلو برید سلام کنید و بدون مقدمه خاصی محترمانه به خانم پیشنهاد آشنایی بدید.

معمولا خانمها در این موارد جواب منفی به شما میدند. بارها این تمرین فوق العاده ساده اما مؤثر رو تکرار کنید تا ترستون بریزه. از شما چیزی کم نمیشه، حق ادامه زندگی هم ازتون گرفته نمیشه!

اما نکته فوق العاده مهم اینه که این تمرین خوبیه برای موارد بعد.

 

مگه شما وقتی میخواهید آدرس بپرسید خانم سر شما داد میزنه و میگه که چرا از من آدرس پرسیدی؟!

حالا هم هیچ فرقی نداره، شما دارید محترمانه به خانم یه پیشنهاد میدید، نه متلک زننده ای میگید و نه با حرفهاتون به شخصیت خانم اهانت میکنید، پس خانم هیچ دلیلی برای عصبانی شدن نداره.

 4

به یاد داشته باشید مهمتر از کلماتی که به زبون میارید نحوه ی بیان و زبان تن هستش. اگه انقدر خجالت زده میشد که عرق میکنید، نمیتونید مستقیم تو چشم خانم نگاه کنید و دائم نگاهتون رو از چشمهای خانم میدزدید، به لکنت زبون میافتید یا... توصیه میکنم اول تمرین کنید.

جلوی آینه بارها صحنه سازی کنید و خانم رو تصور کنید که در مقابل تلاش شما برای باز کردن سر صحبت مقاومت میکنه و شما با روشهایی که از وبلاگ مخ بزن یاد گرفتید سعی میکنید که از سد تدافعی او بگذرید.

از افراد با اعتماد بنفس برای افزایش اعتماد به نفستون الگو بگیرید.

بعضی از این الگوها مجریهای صدا و سیما از جمله آقایان فرزاد حسنی، عادل فروسی پور و احسان علیخانی هستند.

اگر بخوام از بازیگران مثال بزنم سیاوش خیرابی مخصوصا بازی جالبش و پرروگریهاش در فیلم «دلنوازان» در مقابل همون خانمی که بعدا با هم ازدواج کردند(اسم خانم رو یادم نیست) هستش.

فردای روز خواستگاری با اینکه جواب رد گرفته بود زودتر از اون خانم که اون زمان مدیر آژانس بود و به راحتی میتونست اخراجش کنه، در دفترش حاضر شد و نه تنها خودش رو شوهر آینده ش معرفی کرد، بلکه براش تعیین تکلیف هم میکرد که باید چجوری رفتار کنه!

 

خانمها عاشق اینگونه اعتماد بنفس اند.

 

همونطور که قبلا گفتم من اهمیت نمیدم که خوشگل، خوشتیپ یا پولدار هستید یا نه، چون اینها ملاک اصلی برای ایجاد جذابیت در خانمها نیستند.

من فیلمهایی از صحنه های واقعی مخ زنی در مکانهای عمومی از بعضی اساتید این رشته دارم که شما با دیدنشون شوکه میشید چرا که گاها این اساتید اصلا حتی قیافه یا تیپ معمولی هم ندارند!

شاید باور نکنید که بارها خانمهای جذاب از من پرسیدند چطوری میتونند مخ آقای مطلوبشون رو بزنند و وقتی ملاکهای فرد مقابل رو ازشون میپرسم فقط توقع دارند که طرفشون کسی باشه که بتونند بهش اعتماد و تکیه کنند.

تعداد کمتری از این خانمها پول و ظاهر آنچنانی براشون مهمه (و البته من اون خانمهایی رو که ملاک اصلیشون در  انتخاب مسائل ظاهریه هرگز برای دوستی و ارتباط توصیه نمیکنم.)

خانمها از شما به عنوان یک تکیه گاه در درجه اول میخوان که خودتون باشید، نه یه پولدار ظاهری یا شخصیتی مصنوعی.

قبلا گفتم باز هم میگم؛ به دست آوردن هر چیز با ارزشی هزینه و بهایی داره پس توقع نداشته باشید که بدون زحمت به کیس ایده آلتون برسید.

پس از همین امروز اقدام کنید و در اولین فرصت مناسب قدم بردارید و پیشنهادتون رو بدید.

 

در مطالب بعدی میگم که بعد از شروع مکالمه چی بگید.

پس تا اون موقع آماده سازی و تمرین رو در برنامه روزانه تون قرار بدید.

 

یادتون باشه؛

همه ما پسر های خوبی هستیم پس لیاقت خانمهای خیلی خوب رو هم داریم.

 

در پایان، نکته مهمی که لازم به توضیح میدونم اینه که بگم این وبلاگ به منظور کمک به شما عزیزان راه اندازی شده و در واقع ادامه کار وبلاگ مستقیما به خود شما بستگی داره.

در صورتی که در نظر دهی و طرح سوال، فعالانه عمل کنید من هم دلیل و انگیزه کافی برای ادامه کار خواهم داشت. در غیر این صورت من این طور برداشت میکنم که وجود وبلاگ خیلی مفید نیست و انگیزه ای برای ارائه مطالب جدید نخواهم داشت.

 

منتظر سوالاتتون هستم.

 

SMH

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 21:47  توسط سامان |